الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

327

الغدير ( فارسي )

مرد بسته كه اگر هم گيريم از دهان او در آمده از ديدگاه هيچ كس از تودهء مسلمان ، كشتن او را روا نمىگرداند و چون پاى كارى به ميان آيد كه داورى به درستى و نادرستى آن نتوان كرد براى آن كيفرى نبايد روا داشت . و چرا عمر او را دشمن خدا و آدمكش شمرد و بر آن رفت كه وى به ناروا با آن زن بياميخته ؟ هر چند كه اينها بوبكر را از راه خود برنگردانيد . و چرا عمر رو در روى ياران پيامبر آبروى او را با گفتن اين سخن ريخت كه : مردى مسلمان را كشتى و سپس بر زنش جهيدى ، به خدا سوگند كه تو را با سنگهاى كردار خودت سنگسار خواهم كرد ؟ و با اين كه كشته شدن مالك و يارانش به گردن زبان كنانيان بود نه گناه خالد - پس چرا عمر ، آشوب و ستمى در شمشير او يافته بود ؟ و چرا خالد از پاسخ او خاموش ماند ؟ مگر هيچ انگيزه اى به جز كردارش او را لال ساخت ؟ آدمى بر ( نيك و بد ) خويشتن بينا است هر چند دست بهانه هائى براى خود بيارد ( 2 ) . و چرا ابو بكر سخن عمر پسر خطاب را در نكوهش خالد راست شمرد و از پذيرفتن آن سرباز نزد و تنها در يك جا گفت كه او در سخن خدا لايه اى تازه يافته و جاى ديگر هم يك برترى برايش تراشيد ؟ و چرا خالد بفرمود تا سرها را به جاى آجر در زير ديگها نهند و ننگى را كه زبان كنانيان براى او پديد آورده بود بيفزود ؟ و چرا خالد بر همسر مالك برجهيد و خانوادهء او را به بردگى گرفته گروهش را از هم بپاشيد و همداستانى آنانرا به پراكندگى كشانيد و تبار او را بر باد داده دارائىاش را يغما كرد ؟ آيا همهء اينها گناه زبان كنانيان است ؟ و چرا تاريخ نگاران مىنويسند كه مالك براى جلوگيرى از دست درازى

--> ( 2 ) سورهء 75 آيهء 15 و 16